,

مطالعات هافستد در رفتار فرهنگی

cultural awareness1 lg - مطالعات هافستد در رفتار فرهنگی

پژوهشگری به نام گیرت هافستد در رابطه با اختلافات فرهنگی، تحقیقات جامعی صورت داد و بر خلاف تحقیقات پیشین که معمولاً روی تعداد اندکی از کشورها انجام می شد یا تعداد اندکی از شرکت های موجود در کشورهای مختلف را مورد تحقیق قرار می داد، این محقق پژوهش های خود را بر روی ۱۶۰۰۰۰ کارمند، در ۶۰ کشور که همه ی آنها در یک شرکت چند ملیتی کار می کردند، انجام داد. این مبنای اطلاعاتی و شیوه جمع آوری داده ها توانست مسئله اختلاف هایی که در رابطه با سیاست ها و رویه های مختلف در شرکت های مختلف بوجود می آمـد را حل کند. بنابـراین اگـر او در این تحقیق، متوجه وجود اختلاف بین دو کشور می شد، می توانست آن را به حساب فرهنگ ملی کشور مزبور بگذارد  و نوع قضاوت هم دارای اعتبار بود.

بانک اطلاعاتی وی مؤید این موضوع بود که فرهنگ ملی بر ارزش ها، نگرش ها و کارگر و کارمند اثر شدیدی دارد. در واقع فرهنگ ملی می توانست بیش از مسئله سن، جنس، حرفه و تخصص یا مقام سازمانی توجیه کننده ی تفاوت کارکنان ( در محیط کار ) باشد. نکته مهمتر این که هاف استد در پژوهش خود دریافت که مدیران و کارکنان، از نظر فرهنگ ملی به چهار دسته تقسیم می شوند :

فردگرایی در برابر گروه گرایی :هافستد دریافت که درجه فردگرایی در یک کشور با ثروت آن کشور رابطه تنگاتنگی دارد. کشورهای ثروتمندی مثل ایالات متحده آمریکا، انگلستان و هلند به شدت طرفـدار فرهنگ اصالت فرد هستند.کشورهای فقیر مثل کلمبیا، پاکستان و تایوان طرفدار فرهنگ گروه گرا می باشند.

نابرابری در ثروت و قدرت :این یک امر طبیعی است که افراد از نظر توانایی های هوشی و فیزیکی با هم تفاوت دارند. این ویژگی به نوبه ی خود  باعث اختلاف در ثروت و قدرت می شود. حال این پرسش مطرح است که جامعه با این نابرابری ها چگونه عمل می کند؟ هافستد از عبارت اختلاف قدرت استفاده کرد و آن معیاری به حساب آورد که جامعه بر آن اساس می پذیرد که قدرت در سازمان ها و مؤسسات به صورتی نابرابر  توزیع می شود.

داشتن اطمینان نسبی:جوامع در برابر عدم اطمینان واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. در برخی از جوامع  افراد با این عدم اطمینان سازش می کنند؛ مردم این جوامع کم و بیش ریسک پذیر هستند.  هافستد آنها را ” جوامع دارای اطمینان نسبی ” نامید که از پدیده عدم
اطمینان فرار نمی کنند، یعنی مردم به صورت نسبی احساس امنیت می کنند.

جامعه ای که به شدت از پدیده عدم اطمینان اجتناب می کند مردمش در اضطراب بسیـار شـدید به سر می برند و این عدم اطمینان به صورت عصبانیت، فشار روانی و پر خاشگری ظاهر می شود.

  مرد سالاری در برابر زن سالاری: به گفته هـافستـد در بـرخی از جـوامع به مردان و زنان کارها و پست های سازمانی متفاوتی داده می شود  و در برخی دیگر رفتار مردم نسبت به دیگران از نظر نوع جنس متفاوت است. جامعه ای را که هافستد مرد سالار می نامد به گونه ای است که مردها حق ابراز وجود دارند و صاحب پول، اموال و دارایی ها می باشند. در جامعه ای که وی آن را زن سالاری می نامد به مسئله روابط توجه زیادی می شود و در مجموع موضوع کیفیت زندگی و رعایت حقوق دیگران اهمیت زیادی دارد.

 

1 پاسخ

فعالیت‌ها و بازتاب‌های این مطلب

  1. […] باعث بروز تاخر فرهنگی می شود. شما میتوانید مطالعات هافستد در مورد فرهنگ را از این قسمت مطالعه […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *